مرتضى راوندى

72

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

نرسيد و اكبر بدون دعا و نماز روحانيان ، درگذشت . . . » « 1 » و نشان داد كه نه‌تنها جنگ 72 ملّت را بيهوده و جاهلانه مىداند ، بلكه به هيچيك از فرق مذهبى سر تسليم فرود نمىآورد ، و تنها علم و عقل را هادى و راهنماى خود مىداند . ديگر از آزادانديشان هند در قرن شانزدهم « كبير » است ؛ وى بافنده‌يى از اهل بنارس بود ، براى معابد مسيحيان ، مسلمانان ، و هندويان احترام قايل بود و سعى داشت با تلفيق مذاهب ، مذهبى پديد آورد كه در آن هيچ معبد و مسجد و بت و فرقهء خاصّى جز وجود خداى واحد مورد تبليغ و تأييد قرار نگيرد ، وى طرفدار راستى و حقيقت بود و با كمال صراحت مىگفت : « . . . چه سودى توانى برد از دهان شستن و تسبيح انداختن و در آبهاى مقدّس شستشو كردن ، و در معبدها كرنش كردن ، در حالى كه « فريب » در خانهء دل دارى و زير لب دعا مىخوانى و به زيارت مىروى ؟ » و بالاخره بيدارترين متفكّران هندى « وى وگاناندا » بود ؛ او مىگفت : « . . . از طريق رياضت و تأمّل بيهوده ، در پى عمل به دين نباشيد ، بلكه با اخلاص مطلق نسبت به آدمى به اين مهمّ برخيزيد . . . اين تن را كه در اين جهان است به خدمت ديگران بگمار . . . برترين حقيقت اين است « خدا در همهء اشياء متجلّى است . اشياء صور متكّثر خداست ، خداى ديگرى نيست تا به جستجو برخيزيم ، تنها آن‌كس كه به ديگر موجودات خدمت كند به خالق خود خدمت كرده است . . . » در سال 1893 در مجلس مذاهب ، خطاب به حاضران گفت : خدمت به خلق بهترين عبادت خالق است . . . جز موجودات زنده ، خداى ديگرى وجود ندارد . . . چون به هند بازگشت ، به هم‌وطنان خود شريعتى عرضه داشت كه از زمان « وداها » تا آن زمان ، هيچ هندويى چنين شريعت سودمند و مردانه‌يى تعليم نداده بود . آثار شوم تحميل عقيده . . . ما را نياز به كيشى است آدمىساز . . . اين تصوّرات توان كشنده را ترك كنيد و نيرومند باشيد . . . بگذاريد تا پنجاه سال بعد . . . خدايان ، همه از ضمير ما محو شوند ، تنها خداى بيدار همين است ، همين نسل ماست كه دست و پا و گوش او همه‌جا پيداست ، او همه‌چيز را دربر مىگيرد . نخستين پرستش ، عبادت آن كسانى است كه گرد ما هستند ،

--> ( 1 ) . نقل و تخليص از كتاب تاريخ مختصر اديان ، اثر فيليسين شاله ، ترجمهء دكتر خدايار محبّى ، از ص 152 به بعد .